8 فرمان موفقیت در فروش

1. تفکر: فروش در ذهن شماست
طرز فکر شما که رویکرد فروش شما را شکل میدهد، بیشتر از هر بخش فرایند فروش تعیین کنندهی پیامد فروش است. چهارچوب ذهنی و طرز فکر دوستانه، متبسم، مشتاق، با اعتماد، مثبت، خوداتکا، مهربان و آماده بدون تشویش همه در ذهن شماست که به جیب شما ختم میشود.
احتمالا بارها با این تفکرات وارد مکالمات فروش شدهاید که «این یک قرار ملاقات خوب نیست، این فروش احتمالا صورت نمیگیرد.» یا حالت برعکس با خود فکر میکنید «او یک مشتری بالقوهی خوب است. آنان به کالای من نیاز دارند. کالای مرا دوست دارند و مرا نیز دوست دارند. در این حالت حتما فروش روی میدهد.»
تفکر دربارهی آنچه میخواهید، به خودباوری شما بستگی دارد و خودباوری شما بر مبنای آمادگی شماست. داشتن آمادگی کامل بر اساس خواستههای مشتریان نوعی اطمینان به خود ایجاد میکند.
اقدام: پیش از قرار ملاقات بعدی خود بنویسید که چه چیز خوبی روی می دهد، چه انتظاری دارید که پیامد مثبت وجود داشته باشد و در پایان مکالمه بنویسید که چه کاری میتوانستید برای بهتر کردن آن انجام دهید.
2. باور: یک سیستم اعتقادی سه بخشی ایجاد کنید که نفوذناپذیر باشد
خودتان، محصول و شرکت فعال در آن را باور داشته باشید وگرنه فروش نخواهید کرد. سیستم اعتقادی شما تعیین کنندهی سرنوشت شماست؛ نه فقط در فرایند فروش، بلکه در حرفه شما.
اغلب شنیدهاید که نخستین چیزی که به فروش میرود، خود فروشنده است و این که مشتری شما را پیش از خدمت، محصول و شرکت شما میخرد. برای اینکه چنین مسئلهای روی دهد باید خودتان را باور داشته باشید. این خودباوری در شور و هیجان هنگام عرضه، زمانی که در تلاش برای انتقال پیام خود، متعهد کردن مشتری و وادار کردن او برای خرید از خود هستید، آشکار خواهد شد. این خودباوری در اشتیاق و اعتمادبهنفس شما نمایان خواهد شد.
اقدام: 3 پرسش را با چرا بنویسید. چرا شرکتم را باور دارم؟ چرا محصول و خدماتم را باورد دارم؟ چرا خودم را باور دارم؟
برای اینکه در باورها تخصص پیدا کنید، هر بار که مشتری را ملاقات میکنید از او بپرسید که چرا شما، محصول و شرکت شما را باور دارد و در ادامه بپرسید دلیل خریدش از شما چیست؟
3. تعهد: یک رابطه یا تعهد شخصی را توسعه دهید یا اینکه گفتگوی فروش (خرید) را شروع نکنید
از اصل یادگیری پیشاپیش استفاده کنید. مشتری بالقوهای که به گفته های شما علاقه مند میباشد را به چنگ آورید و بگذارید به شما وفادار باقی بماند.
با پرسیدن آنان را درگیر کنید. تلاش کنید در آنان تبسم ایجاد کنید، دوستی ایجاد کنید تا حدودی تماس برقرار کنید و اگر همهی این ها امکان پذیر است، رابطه ایجاد کنید. مشتری از همان لحظهای که وارد میشود و فرایند فروش را شروع میکنید، درباره شما قضاوت میکند. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: « وقتی تمام امور برابرند، مردم دوست دارند از دوستان خرید کنند. وقتی تمام امور نابرابرند، باز هم دوست دارند از دوستان خرید کنند».
در یک فضای آرام تعهد و تماس در میان افراد به صورت دوستانه برقرار میشود. شما نمیتوانید مشخص کنید که طرف دیگر چگونه دوستانه رفتار خواهد کرد، اما 100 درصد روی خودتان کنترل دارید.



















