مشکلاتی در راه سرمایه گذاری موفق
نکاتی که حتی در مدرسه تجارت به شما نمیآموزند
به گزارش پدیده تبار به نقل از وارن بافت، هفته گذشته در یکی از دانشگاه های محلی میشیگان، در یک کلاس مدیریت اوراق بهادار با گروهی از دانشجویان کالج صحبت کردم. موضوع کلاس آزاد بود و به همین جهت تصمیم گرفتم در مورد چیزهایی که آرزو می کردم کاش در دانشگاه آموخته بودم (چیزهایی که در زمان تحصیل برایم شفاف نشده بودند) با آن ها صحبت کنم و تجربیاتم را با آن ها در میان بگذارم.
1.نحوه برخورد با مردم
من همیشه متحیر می شوم که چرا مدارس و دانشگاه ها اینقدر بر علم، تئوری ها و مدل ها تاکید دارند اما به ندرت پیش می آید که بر روی مهارتی که هر کسی برای مدیریت زندگی به آن نیازمند است، تمرکز کنند—این مهارت چیزی نیست جز نحوه برخورد با مردم.
بنده شخصا در 99 درصد اوقات ترجیح می دهم با دانشجوی درجه Bای که دارای مهارت های اجتماعی است کار کنم تا دانشجوی درجه Aای که نحوه برقراری رابطه و کار کردن با دیگران را بلد نیست.
2.تئوری نیازمند محتواست
یکی از دانشجویان نظر من را درباره بهینه سازی واریانس-متوسط و "سرحد موثر” پرسید. من به او گفتم که ایده کلی پشت این تئوری ها در موارد بسیاری برای صنعت مدیریت اوراق بهادار، بسیار مفید بوده است. گوناگونی و این ایده که سرمایه هایی که در یک اوراق بهادار متفاوت رفتار می کنند را سرجمع کنیم، یک مفهوم مهم است.
اما شما نمی توانید این قبیل مدل ها را با حرف عملی کنید. همبستگی ها و روابط بازاری دائما در حال تغییر هستند. هیچ چیزی پایدار نبوده و گذشته دریچه خوبی برای آنچه قرار است در آینده انجام دهید نیست.
تئوری "سرحد موثر” با توجه به یک مجموعه داده قدیمی، بهترین بازگشت های سرمایه ریسک-محور را به شما نشان خواهد داد. اما این تئوری نمی تواند بگوید که بهترین تخصیص دارایی برای آینده چه خواهد بود.
مدل ها و تئوری هایی که در کتاب ها ارائه می شوند، می توانند نقش مهمی در ساختن پایه علمی شما داشته باشند اما نمی توانند بازگو کننده تمام داستان باشند. افراد بسیاری هستند که بدون اندیشیدن در مورد پیچیدگی های دنیای واقعی، با استفاده پردازش نشده از این مدل ها خودشان را به دردسرهای بزرگی دچار می کنند. هیچ مدلی بی عیب نیست، پس اکثر اوقات چیزی که واقعا اهمیت دارد، نحوه تفسیر این مدل ها توسط کاربر نهایی است.

